اگر ظهور نزدیک باشد چه ؟...

اگر ظهور نزدیک باشد چه ؟...

مسائل مهم سیاسی اجتماعی ایران و جهان و آموزه ها و موضوعات دین مبین اسلام
اگر ظهور نزدیک باشد چه ؟...

اگر ظهور نزدیک باشد چه ؟...

مسائل مهم سیاسی اجتماعی ایران و جهان و آموزه ها و موضوعات دین مبین اسلام

مهم ترین ضربه ای که احمدی نژاد می تواند به روحانی بزند

محمود فروز بخش: آمدن احمدی نژاد به صحنه انتخابات ریاست جمهوری سال 96 به ضرر روحانی است. این ادعای این نوشتار است که قصد دارم طی جملاتی آن را توضیح دهم. این ادعا ربطی به سرنوشت سیاسی احمدی نژاد ندارد. اگر احمدی نژاد رییس جمهور شود که بحثی نیست اما اگر رییس جمهور نشود، باز هم حضورش به ضرر روحانی است. حتی اگر احمدی نژاد بیاید و ردصلاحیت شود باز هم به ضرر دولتی ها است و حتی اگر اعلام آمادگی بکند و اصلا ثبت نام هم نکند باز هم همان تحرکات چند ماهه اش به ضرر اصلاح طلبان و دولت است!

این ادعا عجیب است و توضیح آن امری دشوار است.


محمود فروزش بخش از اصفهان

محمود فروزش بخش از اصفهان

 

 

پیش از هر چیز باید پرسید ضد تبلیغ کدام است و بدترین تبلیغی که علیه یک شخص ارشد سیاسی استفاده می شود چیست؟ با اندکی تامل و گشت در دنیای امروز رسانه ها متوجه می شویم که هر شخصیت سیاسی اصلی مانند هاشمی، خاتمی، احمدی نژاد و روحانی با انبوهی از تبلیغات ضد و دشمنی ها روبه رو است. حال باید پرسید کدام یک از این تبلیغات است که بیشترین اثررا دارد و یک چهره را نابود می کند.

نگارنده این سطور معتقد است معمولا شخصیت هایی که در نظام جمهوری اسلامی از حدی بزرگ تر می شوند، دیگر با تبلیغات رسانه ای چندان قابل تخریب نیستند و معمولا دشمنان آنان نمی توانند آن ها را نزد طرفدارانان بدنام کنند. آن چیز که یک شخصیت سیاسی را در نزد هوادارانش نابود می کند، مبحث «تناقض» است. تناقض میان گفتار و کردار و حالات مهم ترین چیزی است که شخص سیاسی را بی آبرو می کند. یعنی در یک کلام بزرگترین دشمنان محبوبیت هاشمی، احمدی نژاد، خاتمی و روحانی خود این شخصیت ها هستند. خود این ها هستند که در کلام و جهت گیری سمتی را نشان می دهد و پس از چندی هواداران ایشان متوجه می شوند که این شخص کارهایش با آن گفته ها در تناقض است و از آن ها رویگردان می شوند.

طبیعی است که تناقض برای هر شخصی تفاوت دارد. مثلا کمبود کارآمدی و یا کمبود آزادی و این گونه حرف ها، موجب ریزش عمومی آرای احمدی نژاد نمی شود اما قطعا اگر احمدی نژاد خلاف عدالت (فهم ایرانی از عدالت) کاری انجام دهد، به منزله تیرخلاص به قلب خویش است. برای مثال رفتن به سمت تجملات و کالاهای شیک برای هاشمی وطرفداران به منزله نقطه ضعف اساسی نیست اما اگر احمدی نژاد چنین کند در واقع یک تناقض درونی است.

حال به سراغ اصلاح طلبان و در کل جریان روشنفکری در ایران برویم.

جریان روشنفکری یعنی جریان نخبگی اصلاح طلبان و دولتی ها همواره ماسکی بر روی صورت دارند. ماسکی که سال ها ست برای سفت نگه داشتن آن بر روی صورت، تاکید دارند. آن ها بر روی نمایشی از مدارا تاکید دارند و خودشان را نمونه عملی تساهل و تسامح معرفی می کنند. طبیعتا آن ها سال ها بر این نقطه پافشاری کردند که جناج مقابل ما بی طاقت،‌انحصارطلب و خشن است و مرتب فرصت ها را از ما می گیرد و ما را به زندان می اندازد و این حرف ها اما در مقابل اصلاح طلبان مدام بر روی این مسئله مانور می دهند که ما گوش هستیم و اهل آزادی دادن و اگر به قدرت برسیم به همه فرصت می دهیم و زنده باد مخالف من و از این دست حرف ها ...

پس این جهت گیری اصلی این جریان است. حال اگر آن ها خودشان این ماسک را از چهره بردارند و رفتاری کاملا در تناقض آن چه تا به امروز نمایش دادند، بروز دهند یقین بدانید که آرای عمومی ایشان ریزش می کند.

 حال با ذکر این مقدمه طولانی به ماجرای احمدی نژاد و زمزمه های بازگشت او به قدرت برگردیم. هنگامی که احمدی نژاد بگوید من می خواهم به ریاست جمهوری برگردم. فارغ از این که این امر به هر علتی اصلا شدنی باشد و نباشد، به یک باره شاهد حرکت عظیمی در جناح اصلاح طلبان و دولتی ها می شویم. این حرکت، یک جنبش مصنوعیو یا دستوری نیست بلکه نام احمدی نژاد به خودی خود این توان را دارد که تمامی بدنه آنان را از صغیر و کبیر از یک جوان هیچ کاره تا مدیر ارشد همه کاره، ریز و درشت ایشان را به تکاپو بیندازد. این خاصیت نام احمدی نژاد است و نام هیچ کس دیگری چنین توانی ندارد.

تا این جای ماجرا رخداد غیر طبیعی و خاصی را شاهد نبودیم. فردی اعلام حضور می کند و مخالفینش دست به تخریب او می زنند. این کاملا عادی است و معمولا رخ می دهد. اما مسئله جالب اینجاست که نام محمود احمدی نژاد برای این قشر و طبقه چنان حالتی دارد که وقتی حتی الفاظ آن را به زبان می آورند، هنوز جمله تمام نشده است توهینی به زبانشان جاری می شود و از مرز نزاکت عبور می کنند. این واقعا جالب است که سخن گفتن در مورد احمدی نژاد همان سخنی است که گوینده اش را از حیا دور می کند و گوینده در آن لحظه به خود این اجازه را می دهد که هر کلام ناشایستی را به زبان بیاورد.

آری! اینجا،‌دقیقا اینجا همان جایی است که آن ماسک و آن صورتک از چهره ایشان می افتد و مردم قیافه روتوش نشده و واقعی این طبقه را می بینند و ماهیت واقعی آنان برای همه آشکار میشود . ماهیتی که تا به امروز پشت خروارها حرف و حدیث رسانه های بزک گرده پنهان شده بود. آری نام احمدی نژاد رسوا کننده است. ریشه این چنین رفتارهای پراغراقی با احمدی نژاد، بغض و کینه است یا کم ظرفیتی آدم ها؟ هر چه باشد برای ذائقه ایرانی ناپسند است. ایرانی ها هر مشکلی هم با کسی داشته باشند، سعی می کنند آن را با اارت بگویند و اگر وارد صراحت شدند، خارج شدن از حریم ادب را از کسی نمی پذیرند و این گونه کلمات و بی حیایی ها و پرده دری ها معمولا در فرهنگ ما فقط به ضرر حود گوینده است.   

خلاصه حرف محمود که به میان می آید، ‌طرف مقابل نمی تواند ادب و آداب را حفظ کند. یا کلام به تحقیر می کشد یا فحاشی. درست در این لحظه اعتبار آقای روحانی و یارانش، سقوط می کند. احمدی نژد اگر به انتخابات بیاید، جدا از هر اتفاقی در سال 96، باعث می شود که عموم مردم چهره واقعی طرفداران اصلی خاتمی، هاشمی و روحانی را ببینند و از ظواهر امر عبور کرده با حقیقت ماجرا که همان تناقض درونی شبه روشنفکران است، رو به رو شوند.   

بدین ترتیب حتی حضور نداشتن احمدی نژاد در خرداد 96 نیز به صورت غیرمستقیم به رقیب روحانی کمک نماید.

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد